![]() |
![]() |
|
| تاریکی شب را به دل می سپارم و می روم!باتاریکیه آدمها چه کنم؟!!!!!! |
|
بايد فراموشت کنم چنديست تمرين مي کنم من مي توانم ! مي شود ! حالم ، نه ، اصلا خوب نيست .... تا بعد، بهتر مي شود .... فکري براي اين دلِ آرام غمگين مي کنم من مي پذيرم رفته اي و بر نمي گردي همين ! اين جمله را با تلخي اش ، صد بار تضمين مي کنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 15:12 توسط یلدا |
|
|
برای تو حماقتی آرزو میکنم به وسعت مهربانیت باشد که هرگز پی نبری به آنچه با خویشتن و با من کرده ای ![]() برای تو سرزمینی بی من ، بهاری بی من ، رویایی بی من آرزو میکنم جایی که در آن شاد باشی و غم هایی که برای من خورده ای از یاد ببری.. ![]() برای تو شیفته ای آرزو میکنم استوار تر از من که استوارترین شیفتگانم تا حقیقت تو را در یابد و شعر راز آلود چشمان تو را بتواند سرود ![]() برای تو فردایی سر شار از آن روزی که از من توهیست آرزو میکنم فردایی که بیتابش شوی چرا که مرا بیهوده می انگاری ![]() برای تو نفرتی عظیم آرزو میکنم تا نثار منش سازی با تمامی وجود و ندیده بتوانی گرفت ![]() منی را که تنها تو را دوست داشتم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 1:51 توسط یلدا |
|
|
تو به من خندیدی و نمیدانستی من با چه دلهره سیب را از باغچه همسایه دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را در دست تو دید غضب الوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک تو رفتی و هنوز سالها ارام ارام خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این روزها این سئوال تمام ذهنم و پر کرده ؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 22:51 توسط یلدا |
|
باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم . . . . تولدت مبارک. |
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 0:1 توسط یلدا |
|
|
با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره گل به گل گوشه به گوشه تورو یاد من میاره با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا شکستی به گذشته بر میگردم به سراغ خاطراتم تازه میشود دوباره از تو داغ خاطراتم به تو میرسم همیشه در نهایت رسیدن هرکجا باشی و باشم به تو برمیگردم از من این تویی همیشه من توی ایینه تقدیر با همه شکستن از تو نیستم از دست تو دلگیر با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع و بی تفاوت سردو بی صدا شکستی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 0:10 توسط یلدا |
|
|
بازي شروع شد خيلي دور |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 دی1387ساعت 19:34 توسط یلدا |
|
|
خاطرات باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و در غربت دل حسرت بوسه هستی سوزت باز من ماندم و یک مشت هوس باز من ماندم و یک مشت امید یاد آن پرتو سوزنده عشق که ز چشمت به دل من تابید باز در خلوت من دست خیال صورت شاد ترا نقش نمود بر لبانت هوس مستی ریخت در نگاهت عطش طوفان بود یاد آن شب که ترا دیدم و گفت دل من با دلت افسانه عشق چشم من دید در آن چشم سیاه نگهی تشنه و دیوانه عشق یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خنده بیرنگ و خموش که سراپای وجودم را سوخت رفتی و در دل من ماند به جای عشقی آلوده به نومیدی و درد نگهی گمشده در پرده اشک حسرتی یخ زده در خنده سرد آه اگر باز بسویم ایی دیگر از کف ندهم آسانت ترسم این شعله سوزنده عشق آخر آتش فکند بر جانت فروغ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 دی1387ساعت 19:21 توسط یلدا |
|
|
بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 دی1387ساعت 2:28 توسط یلدا |
|
|
شیشه ای می شکند ... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟ مادری می گوید...شاید این رفع بلاست یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد، شیشه ی پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را بر می داشت... مرحمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت، قصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 دی1387ساعت 23:59 توسط یلدا |
|
|
همیشه به بلندی شب یلدا می خندیدم بلند َ طولانی ماندگار فقط برای یک دقیقه چقدر خندیدم برای این یک دقیقه اما انروز که بار سفر بسته بودم و گفتم یک دقیقه بیشتر بمان و تو گفتی : وقت تنگ است کوله بار باید بست باید رفت! انروز فهمیدم این یک دقیقه ها چه غوغاهایی میکنند... یک دقیقه با تو بودن چقدر مهم است چقدر طولانی ماندگار است چقدر گریستم برای این یک دقیقه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 دی1387ساعت 20:43 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نه از رومم نه از زنگمم
همان بيرنگ بيرنگم |
| پیوندهای روزانه |
|
ترفندستان download invisible invisible aks yahoo آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|